Monday, May 08, 2006

اکستاسی 1

اكستازي برق شادي بوي مرگ
گزارش از ايرج نظافتي
صداي ضبط صوت آنقدر بالاست كه همسايگان بغلي احساس مي كنند زلزله اي رخ داده است. البته همسايگان كمي آن طرف تر و اهالي محل هم از داشتن اينچنين همسايه اي به تنگ آمده اند. داخل منزل چند جوان با قيافه هايي عجيب و غريب روح و جان خود را به استرس صداي نامتعادل و گوش خراش آهنگ جاز غربي و صداي ناموزون خواننده اي خارجي كه معلوم نيست چه مي گويد و چه مي خواند، سپرده اند، ديبس... ديبس... ديبس..
.آهنگ به پايان مي رسد اما با اشاره يك دكمه كنترل از راه دور مجدداً به اول بازمي گردد و افراد حاضر در منزل هم با حالتي اضطراب آلود و با پك زدن پي درپي به سيگار، دست ها و سرهايشان را تكان مي دهند و در احساس كاذب شنيدن آهنگ روحشان را به امواج استرس مي سپارند، گويي قرص هاي روان گردان- اكس- آنچنان بر آنها اثر گذاشته كه جهان فاني و باقي برايشان سرابي بيش نيست، هرچه هست و نيست پوچي و پوچ گرايي است و بس.
شما تا چه حد با تأثيرات مخرب استفاده از قرص هاي روان گردان معروف به اكستازي آشنا هستيد؟ آيا دلايل گرايش جوانان رابه اكس مي دانيد، آيا... اگر به اطلاعات دقيق در اين مورد علاقه منديد، با اين گزارش همراه شويد.
در ناصرخسرو...روانشناسان معتقدند كه دنياي اكس خطرناك تر از حشيش، هروئين و ديگر موادمخدر است.اگر سري به ناصرخسرو و كوچه و خيابان هاي اطراف آن بزنيد قطعاً افرادي را خواهيد ديد كه به تبليغ و ترويج انواع قرص هاي اكستازي مي پردازند و به طور سيار و با زيركي تمام آنچنان با آب و تاب از نوع تأثير قرص هاي اكس و حالت هاي تنش زاي آن برروح و روان انسان تعريف و تمجيد مي كنند كه قطعاً اگر از استقلال فكري و روحي و رواني قوي و همچنين از ايمان محكم و اراده قوي برخوردار نباشيد، بي اختيار جذب اين داروي مخرب خواهيد شد.
در ناصرخسرو
به دنبال يك سوژه مناسب كه بتواند به سؤالاتم در اين رابطه پاسخ بدهد، مي گردم تا اينكه يكي از همين تيپ آدم ها سر راهم سبز مي شود و از قرص هاي روان گردان مي گويد: «قرص اكس اعتياد ندارد، اما كفي دارد كه نگو، اصلاً مثل خوره به جانت مي افتد و تا مصرف نكني دست از سرت برنمي دارد، فقط به شرط اينكه يكبار مصرف كني!»
از او مي خواهم كه يك نمونه از قرص ها رابه من نشان بدهد، مي گويد: «اول بايدبدانم كه خريدار هستي يا نه، ضمناً ما اين قرص ها را با خودمان حمل نمي كنيم، در مكان مناسبي در همين اطراف آنها را پنهان كرده ايم. هر لحظه امكان روبرو شدن ما با مأموران وجود دارد.»او از موادمخدري بنام «شيشه » سخن مي گويد كه از آن به عنوان مكمل قرص هاي اكستازي استفاده مي كنند و درباره قيمت اين قرص ها در نقاط مختلف شهر تهران مي گويد: «قيمت ها بستگي به محل خريد دارد! واز 5تا 15هزار تومان در نوسان است و معمولاً هرچه به طرف بالا شهر و حوالي تجريش، زعفرانيه يا سعدآباد برويم، سير صعودي اين قيمت ها افزايش مي يابد.
در پايين شهر و يا همين ناصرخسرو قيمت ها در پايين ترين حد ممكن است.»هنگامي كه كنجكاوي مرا در كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه درمي يابد و مي فهمد كه خريدار نيستم، از ادامه توضيحات خودداري مي كند.
پيدايش اكستازي
روانشناسان درباره قرص هاي روان گردان معتقدند كه اين دارو يكي از مشتقات آمفتامين است كه به نام هاي اكستازي، اكستاسي، xtcx- اكس- معروف است و در كشورمان به نام قرص عشق يا شادي شناخته شده است. در تاريخ پيدايش قرص اكستازي آمده است كه اين قرص در سال 1913 در آلمان و به عنوان كم كننده اشتها مورد استفاده قرار گرفت اما به علت اثرات سوء آن به سرعت از رده مصرف دارويي خارج شد. در دهه 70 ميلادي اين دارو در زمينه روان درماني براي كمك به بيماران در بيان احساساتشان استفاده شد كه با اثبات اثرات مضر جانبي آن روي مغز حيوانات آزمايشگاهي، اين بار هم از رده خارج شد و مصرف آن در آمريكا ممنوع اعلام گرديد. اما در سال هاي اخير مصرف آن در آمريكا و اروپا در پارتي هاي شبانه موسوم به Raves به شدت افزايش يافته به صورتي كه موجب نگراني دولت آمريكا شده است در دوره زماني خاص در اروپا اين قرص براي كاهش مصرف مخدرهاي ديگر از جمله هروئين استفاده مي شده است. آمارهاي ارائه شده از سوي سازمان بهداشت جهاني چنين حكايت مي كند كه در اروپا مصرف داروهاي روان گردان از 500 هزار قرص در سال 1995 به 30 ميليون عدد در سال 1997 رسيده است. مصرف اين قرص ها در كشور ما هم خصوصاً در يكسال اخير به شدت افزايش يافته است.

Friday, December 23, 2005

دانشجو، دانشگاه و فرهنگ

دانشگاه:

دانشگاه همواره مكاني علمي و فرهنگي براي پرورش و شكوفايي استعدادهاي نهفته هر انسان است. انساني كه در طول زندگي با شعار « ز گهواره تا گور دانش بجوي» همراه بوده است و اين همراهي را با ورود به عرصه دانشگاه كاملتر مي كند. دانشگاه مكاني است كه در جهت پيشرفت و موفقيت علمي هر كشور در تلاش است و هر انسان طالب علم و دانش را به سوي خود جذب مي كند.
امروزه با پيشرفت تكنولوژي، گنجينه هاي مختلفي از علم و دانش كشف مي شود ه اين خود بر اهميت بيش از پيش علم و دانش مي افزايد تا جايي كه بسياري از افراد را به سمت خود هدايت مي كند و راه را براي ورود به دانشگاه هموارتر مي كند.
دانشگاه محيطي است علمي ـ فرهنگي كه در تمامي عرصه هاي علم، فرهنگ، دين، سياست، تاريخ، اقتصاد و ... فعاليتي چشمگير دارد.

دانشجو:

دانشجو به عنوان فرد جوينده دانش با هزاران اميد و آرزو قدم به عرصه دانشگاه مي گذارد تا با طي كردن پله هاي ترقي و كسب مدارج
عالي تحصيلي بتواند مطابق با علاقه و رشته تحصيلي خود در آينده شغلي مناسب و درخور شأن خود به دست آورد و فردي مفيد براي جامعه اش شود؛ چيزي كه متأسفانه امروز در كشوري مثل ايران كمتر شاهد آن هستيم و با عنوان «حسرت» از آن ياد مي كنيم و شايد همين مسئله زنگ خطري باشد براي آيندگان ما كه هدف مهمي براي ورود به دانشگاه در خود نيابند و به راحتي از مسير علم و علم ورزي خارج شوند كه اگر به حقيقت بپيوندد فردايي از دانشجو و دانشگاه نخواهيم داشت، به عبارت ديگر بايد گفت در دنياي امروز اگر دانشجو و دانشگاه نباشد امروزي خاموش و فردايي تاريك خواهيم داشت.
دانشجو به عنوان نماد علم ورزي فريد مفيد و مهم در جامعه تلقي مي شود و ارزش او و دانشگاه روز بروز بيشتر مي شود تا جايي كه امروزه اكثر افراد تحت تأثير جامعه و خانواده شان براي رسيدن به اين مهم از هيچ كوششي دريغ نمي كنند.
فعاليت در عرصه هاي مهم سياسي، فرهنگي، تاريخي، اجتماعي و ... همواره به نوعي با دانشگاه و دانشجو در ارتباط بوده است چرا كه در طول زمان اهميت بيش از پيش دانشجو و دانشگاه براي همگان روشن شده است و همين امر مهم است كه قشر دانشجو را به سوي فعاليت در عرصه هاي ذكر شده سوق مي دهد. اهميت اين قشر مربوط به ديروز و امروز نيست، چه بسا اهميت آن در طول تاريخ با مسائل و رويدادهاي مختلف پيوند خورده و اين مهم را براي همگان روشن كرده است.

دانشجو و فرهنگ:

دانشجوي امروز ارائه گر فرهنگ اصيل كشورش است چرا كه دانشگاه مظهر فرهنگ و دانش هر ملت است. فرهنگي كه آئينه آن ملت است و دانشي كه زمينه هاي ترقي و پيشرفت آن كشور را فراهم مي آورد.
و دانشجو به عنوان نماينده اي از نسل گذشته، الگويي از تلاشگران عرصه دانش حال و پشتوانه محكمي براي نسل آينده مي كوشد تا به نمايندگي از جامعه اي فرهنگي فرياد برتري خويش را به گوش آنان كه نمي خواهند بشنود برساند كه ما دانشگاهيان و دانشجويان پيش مي رويم به سوي فردايي روشن، سرزميني آباد و انساني آزاد.
پيش مي رويمم به سوي موفقيت، آباداني و ترقي تا به زير آوريم چرخ نيلوفري را.
به اميد فردايي نو، انديشه اي پويا و تلاشي وافر

م ـ نانكلي
تحریریه مشکان

Friday, December 09, 2005

از چهارمین شماره گاهنامه مشکان

حــرف اول
خــــــــــداونـــــــــــــــدا!

امروز كه حلقه بر درگهت مي زنم، چنان روزهاي ديگر نيستم؛ سينه ام امروز خالي از هر كينه اي است. آمده ام تا امروز اين چنين باشم: بي كينه و پاك.
دست هاي نيازم را به سوي درگاه تو بي نياز دراز كرده ام تا ياري ام كني بر آنچه كه مقصودم است. دلم را چونان آئينه اي صاف كرده ام تا تصوير مهربان تو را نظاره گر باشم.
بارالها! هر چند كه زندگي باري است بسيار سنگين و طاقت فرسا و من كه ظرفيتي ناچيز دارم هر روز شگوه گر به درگاه تو مي آيم اما چشم ياري به سوي تو دارم تا ظرفيتي بيش از اين به من عطا كني تا صبور باشم بر تندباد مشكلات و پاي دل نلرزد در بيابان مشكلات و سختي ها!
خداوندا! من چشم هايم را به درگاه بي نياز تو نويد داده ام و خويشتن را بر درياي مشكلات زده ام به اين اميد كه نجاتگر اين غريق تو باشي.
پس دست هايم را بگير و ياري ام كن اي مهربانتر از مهر مادري!

م ـ نانکلی ـ عضو تحریریه مشکان

Friday, December 02, 2005

طنز

خواستگاری در وضع اضطراری!

گفتم که مال من شو، گفتا چه انتظاری!
گفتم مگر که جرم است؟ گفتا خبر نداری؟
گفتم که چشم مستت، آتش زده به جانم
گفتا بسوز و کف کن، یک عمر در خماری
گفتم خر تو هستم! گفتا بده سواری!
رفتم کنار دستش ، یک لحظه ای نشستم
چیزی به او پراندم، با حال شرمساری
دیدم به جای پرخاش، آن فتنه جوی کلاش
با غمزه ای چنین گفت، با من چه کار داری؟
یکباره هنگ کردم، قلبم تالاپ تولوپ کرد
آیا چه می شود گفت، در وضع اضطراری
گفتم بده به بنده نختر نشانی اترا
تا با پدر بیایم، فردا به خواستگاری
گفتا به روی نیمکت، در پارک شهر بندر
در گوشه ای نشسته، یک دختر فراری

Saturday, November 12, 2005

از دهمین شماره مشکان

رابطه دختر و پسر؛ آری یا نه؟!

(قسمت دوم و آخر)

فقدان معنويت

به نظر مي رسد يكي از دلايلي كه باعث به وجود آمدن اين گونه دوستي هاي كاذب و خطرناك مي شود كمبود محبت باشد .مثلاً در خانواده اي كه هم پدر و هم مادر شاغل هستند مطمئناً نخواهد توانست خلأ محبت فرزندان را به طور كامل پر كنند در اين امر باعث مي شود تا فرزندان اين محبت را در جاي ديگري و از سوي كسان ديگري جستجو كنند .
از ديگر دلايل مي توان به فقدان معنويت در زندگي شخصي افراد اشاره كرد كه آنها را دچار افسردگي و تنهايي مي كند و شخص با تن در دادن به اين نوع دوستي ها سعي در جبران كمبود ها و خلأ هاي موجود در زندگي مادي و معنوي خود دارد

چه كسي بيشترين ضربه را مي خورد

به نظر مي رسد در اين روابط دختران بيشترين ضربه را متحمل شوند چرا كه داراي احساسات قويتر و لطيف تري هستند و متأسفانه جامعه هم درصدد سركوب اين احساسات است و همواره دختران را متهم مي كند
اگر چه پسران كمتر از دختران عاشق و دلباخته اما زماني كه به قول خودشان عاشق مي شوند به هر طريق ممكن سعي در بدست آوردن طرف مقابلشان را دارند اما وقتي به آرزويشان مي رسند و با فرد مورد نظر ازدواج مي كنند بعد از مدتي از آن سرد و دلخسته مي شوند اما اگر در اين راه شكست بخورند و ناكام بمانند اين شكست و ناكامي براي آنان به نسبت دختران تلخ تر به نظر مي آيد و مقابله با آنان برايشان مشكل تر است .

آفتاب ، مهتاب نديده !

روانشناسان معتقدند دختران بيش از پسران به محبت ديدن و محبت كردن احتياج دارند و به همين دليل زودتر عكس العمل نشان مي دهند و اگر بتوانند از جاي ديگر اين كم محبتي را جبران نمايند راحت تر پسران با شكست و ناكامي كنار مي آيند . هر چند ممكن است آنرا فراموش نكنند و صدمات روحي بيشتري ببينند
نكته جالبي كه در مورد اين گونه دوستي ها قابل توجه است اين كه بيشتر پسران كه با دختران مختلف ارتباط بر قرار مي كنند هر زمان كه صحبت از ازدواج به ميان مي آيد شخصي را براي زندگي در نظر دارند متين يا نجيب ! و به قول خودشان آفتاب مهتاب نديده! باشد چون فكر مي كنند دختراني كه به راحتي با آنان رابطه برقرار كرده اند ممكن است بعد از ازدواج نيز به همين راحتي با ديگران نيز ارتباط بر قرار كنند.

پسران براي تفريح؛ دختران براي ازدواج

به نظر مي رسد كه معمولاً پسران اين نوع دوستي ها را براي تفريح و گذران وقت و يا پز دادن و دختران براي ازدواج مي دانند و البته تعداد بسيار كمي از اين روابط به ازدواج می انجامد كه از اين موضوع دختران بيشتر متضرر مي شوند و آثار سوء آن تا مدتها زندگيشان را تحت تأثير قرار می دهد.
با اقداماتي ساده و به موقع و با فرهنگ سازي مي توان چنين روابطي را به رابطه هاي معقول و منطقي و مطابق با شرع و عرف جامعه اسلامي ايراني تبديل كرد تا جواناني شاداب و با طراوت و با آينده اي روشن داشته باشيم.
هر انساني آينده روشني دارد كه مي تواند با دستان خود آن را بسازد و يا آن را تباه كند مي توان عمري در آسايش زندگي كند و يا عمري در پشيماني و حسرت به سر برد . امام علي (ع) مي فرمايند : « فرصت ها به مانند ابر بهاري مي مانند» بياييد اين فرصت ها را به راحتي از دست ندهيم و آينده خود و ديگران را براي لذتي كه دوام چنداني ندارد تباه نكنيم .

م ـ نانکلی (عضو تحریریه مشکان)

Thursday, November 03, 2005

رابطه دختر و پسر؛ آری یا نه؟!

(قسمت اول) ـ از بخش اجتماعی دهمین شماره مشکان

تا به حال به رابطه ي دختر و پسر فكر كرده ايد ؟ اساس اين دوستي ها را چه مي دانيد ؟ اصلاً چقدر به اين رابطه ها اعتقاد داريد ؟ آيا به فوايد و ضررهاي آن فكر كرده ايد ؟

پيشرفت تكنولوژي

امروزه با پيشرفت تكنولوژي راه هاي جديد تر و آسان تر براي دوستي هاي دختران و پسران ايجاد شده است كه اينترنت و به خصوص چت يكي از پيش پا افتاده ترين آنها مي باشد ، با استفاده از مسنجرها دختران و پسران در برقرار كردن اين روابط آسانتر عمل مي كنند و راحت تر با يكديگر طرح دوستي مي ريزند .

عشق به معناي واقعي

معمولاً‌ اساس اين گونه دوستي ها عشق به معناي واقعي نيست چرا كه عشق واژه اي است مقدس كه از زواياي مختلف و از اعماق وجود انسان سرچشمه مي گرد در واقع اين عشق ، در حالي كه دوستي هاي دختران و پسران احساسات زود گذر است كه دختران و پسران آنرا به اشتباه عشق مي پندارند به مانند رگبار هاي بهاري مي ماند ، هوا لحظه اي آرام است ، اما چند لحظه بعد باراني شديد در حال باريدن است و چند لحظه بعدتر هوا صاف صاف است .
متأسفانه اين نوع دوستي مضرات فراواني دارد كه از جمله آنها مي توان به تخريب روحيه فرد ، شكست و ناكامي تخريب آينده ي رويايي و واقعي افراد ، خود كشي و سوء استفاده هاي جنسي اشاره كرد .
دختران زود تر عاشق مي شوند

بر طبق تجربه هاي كسب شده مي توان گفت كه دختران به علت احساساتي بودنشان زود تر از پسران عاشق مي شوند اما به دليل محدوديتي كه دارند نمي توانند پيش قدم شوند هر چند كه امروزه ديگر محدوديت هاي خانواده و جامعه كمتر شده و به اصطلاح خانواده ها امروزي شده اند و سدي كه ديروز وجود داشت ديگر به مانند گذشته آنچنان محكم نيست.

م ـ نانکلی (عضو تحریریه مشکان)

Sunday, October 30, 2005

از دهمین شماره مشکان

اکستاسی ؛ طاعون خفته عصر ما

(قسمت سوم و آخر)

اينك مي خواهم با چشماني باز به اعماق وجود انسانها سفر كنم و راز كشف نشده ي وجودي انسانها را كشف كنم.
شادي و آرامش و خنده، مضحكه دست جوانان تيپليكس ، ژل مو، شلوار هاي كتاني پاره پاره ، ارزشهاي معنوي زير سؤال رفته ، روياي ناتمام رسيدن به برج ايفل يا آبشار نياگارا ،گاهي آرزوهاي بر باد رفته، اين جوانان به اصطلاح خوش تيپ انگار قلبم را فشار مي دهد.
معني آرامش را نمي دانم ذهنم مغشوش است كه چرا ما جوانان آرامش را در خنده هاي مستانه بي هدف جستجو مي كنيم . ما انسانها اگر خوب در زواياي پنهان ذهن خود كنكاش كنيم مي دانيم كه اگر لحظه اي سجاده سبز رسيدن به معبود را در پيش روي خود پهن كنيم به جاي اينكه قرصهاي مصنوعي آرام بخش را به اعماق وجودمان بفرستيم و خود را در لجنزار خنده هاي مستانه رها كنيم با اين سجاده ي سبز جادويي بر آسمان پرواز مي كنيم و تپشهاي قلب نا آراممان آرام مي گيرد. آرامشي كه با هيچ چيز ديگري بدست نمي آيد آرامشي كه هميشگي است، واقعي! حضور خدا وقتي پررنگ شد ديگر اين شادي هاي دروغين رنگ مي بازند و رنگ آبي حضور معبود شادي واقعي را به ما مي دهد.
كاش به جاي خوردن قرص هاي شادي آور قرصهاي معبود شناسي به اعماق دل مي فرستاديم .كاش خدا رامي شناختيم، كاش لذت حضور او را با هيچ چيز عوض نمي كرديم . حضوري كه درياي طوفاني وجودمان با يادش آرام مي گيرد و فرياد هاي خسته روحمان درميان اين آرامش و حضور سبز گم مي شود.

ف . سوری ـ عضو تحریریه مشکان

Friday, October 28, 2005

از مخالفان نظام

دایه مهربانتر از مادر

« بنا به اطلاعیۀ کمیتۀ بین المللی علیه سنگسار(!) یک زن به اسم صغری در شهر ورامین به جرم رابطۀ جنسی خارج از ازدواج به سنگسار محکوم شد . کمیتۀ بین المللی علیه سنگسار ضمن اعلام ابراز انزجار عمیق خود از این حکم وحشیانه ، همۀ سازمانهای مترقی و انسان دوست و همۀ نهادهای مدافع حقوق انسانی را فرا خوانده که فوراً به این حکم وحشیانه(!) اعتراض کنند .»

مطالبی که خواندید چندی قبل در یکی از نشریات مخالف نظام درج شده است . در پاسخ به این متن نکاتی به ذهن متبادر می شود که ذیلاً از نظرتان می گذرد :

1 ) البته بسیار جالب و تحسین بر انگیز(!) و به همان اندازه مضحک است که یک کمیتۀ بین المللی که مشخص نیست چگونه و از کجا سر بر آورده اینقدر به سر نوشت یک زن ایرانی اهمیت می دهد اما مشخص نیست که آیا کمیتۀ بین المللی بر علیه کشتار زنان و کو دکان بی گناه هم تشکیل شده و اگر هم تشکیل شده کدام گوری است که در مقابل کشتار وحشیانه و دد منشانه آمریکایی ها و اسرائیلی ها در عراق و فلسطین هیچ بیانیه ای صادر نمی کند و خفه خون گرفته است ؟
2 ) هر کشوری و هر دینی قانون های مخصوص به خود را دارد کشور عزیزمان ایران نیز از این قائده مستثنی نیست ، تنها شهر هرت است که هیچ قانونی در آن حکمفرما نیست . برای هر عمل خلاف قانونی هم مجازاتی در نظر گرفته است .
بر طبق قوانین اسلام ناب محمدی هم مجازات زنی که دارای همسر می باشد اما مرتکب زنا شود سنگسار است . حال چگونه که بعضی افراد قانونهای من درآوردی خود را نعوذ با لله بهتر و کاملتر از قوانین الهی می دانند موضوعی است که به نظر نگارنده نهایت بی شرمی است .
3 ) هر چند هنگامی که کسی هیچ خدایی نداشته باشد اصلاً متوجه چنین چیزهایی نیست و البته هیچ انتظاری هم نمی توان از آنان داشت اما آنچه درد آور است این که کسانی در داخل کشور هم صلای با آنان می شوند و از آنان حمایت می کنند .
4 ) حتی همین به اصطلاح کمیته هم قوانینی دارد که اگر اعضای آن از این قوانین سر پیچی کنند مورد مواخذه قرار می گیرند پس چگونه است که به همین راحتی قانون یک کشور را نفی می کنند . مگر اعضای این کمیته که هستند که برای یک ملت چند میلیونی که اکثریت آنها به این قانون معتقدند تعیین تکلیف می کنند ؟
5 ) اگر این بیانیه ها و اراجیف از جانب یک شخص معتبر و محترم بود اشکالی نداشت هر چند که باز هم جای سوال داشت هنگامی که این مطالب از جانب کسانی مطرح میشود که از نظر جوان منطقی ایرانی هیچ وجاهتی ندارد خواندن این بیانیه مضحک جلوه می کند .
6 ) زن و مرد با غیرت و مسلمان ایرانی خیانت همسر خود را تحمل نمی کند و آنگونه که خدایش ، دینش و قانون مملکتش دستور داده است آنان را به سزای عمل زشت و شنیع خود می رساند .

با آرزوی ظهور عاجل امام منتظر و بر قراری صلح و عدالت بر سرتاسر گیتی

Tuesday, October 25, 2005

به مناسبت شهادت حضرت علی


هان اي زمينيان، با علي چه کردند؟

سالیاد سوگ شهادت میر محراب تقدیر رمضان، امیر مؤمنان را تسلیت می گوئیم.
تحریریه مشکان


آن شب تنهاترين شب کوفه بود و خسوفي ترين شب تاريخ، چند پاره ابر تيره و سياه بر شهر کوفه سايه انداخته بود. روحي الهي در سکوت غمگين شب به پرواز ملکوت درآمده بود. مرغابي ها غمگينانه ترين آوازها را به گلوي شب ريخته بودند، زمين از اين فاجعه مي لرزيد و ستونهاي مسجد کوفه مرثيه سر داده بودند. علي(ع) آن مرد عدالت، در بستر شهادت آرميده بود، عرشيان نگران اين صحنه با يکديگر نجوا مي کردند. محراب کوفه در سکوتي غنوده بود. بيوه زنان و طفلان بي پدر، درغبار سنگين آن لحظه هاي جان فرسا ديده ها را بر در دوخته و منتظر باز شدن آن با دستان يتيم نواز مولايشان بودند که باز هم پدر و پناهشان بيايد و برايشان قوت شبانه بياورد. آري شانه هاي زخمي علي(ع) به انبان نان و خرما الفتي ديرينه داشت و ايتام و بي پناهان با طنين گامهاي او مانوس بودند. هان اي زمينيان با علي چه کردند...؟اين سوالي بود که آسمانيان از اهل زمين مي پرسيدند شب مي رفت تا به صبح برسد که ناگهان حزن انگيزترين فريادها از خانه علي(ع) برخاست. کوفه درميان دستان آکنده از شرمش، مردمي از تبار عرشيان را با فرق شکافته به عرشيان تقديم مي کرد. تاريخ هم از عمق اين فاجعه تام مي گريست و خطاب به زمينيان مي گفت...؟ اي مردم با تجسم عدالت چه کرديد؟ ننگتان باد که با وسوسه هاي شيطاني، دستان خود را به خون بهترين انسان آلوديد... آيا نينديشيد که زمين، لحظه هاي بدون علي(ع) را چگونه سر کند؟ شب بدون مناجات علي(ع) چگونه سحر کند؟نفرين بر آن دستان مظلوم کش که خاک نشينان را باز هم بر خاک نشاندند و زخمي عميق در سينه درد آلود تاريخ بشر نشاندند، زخمي که با هيچ مرهمي التيام نمي يابد.

Sunday, October 23, 2005

از بخش سوژه دهمین شماره مشکان

اکستاسی ؛ طاعون خفته عصر ما

(قسمت دوم)

اثرات منفي

همه آن كساني كه مي گويند با استفاده از اكس معتاد نمي شوند، اشتباه مي كنند. چون كه اكس جسم را معتاد نمي كند بلكه روح را آلوده مي كند. اعتياد سلول را مي شود ترك داد اما ذهنت را چگونه ترك مي دهي؟ اوايل نه ظاهرت عوض مي شود و نه اصلاً فكر مي كني معتاد شده اي اما بعد از چند وقت كم كم كارهايي مي كني كه از آدم سالم بر نمي آيد.
مصرف قرص اكس باعث كم شدن اشتها، تغييرات در ديد، گشاد شدن مردمك ها و حركات غيرطبيعي چشم، توهم بينايي، زياد شدن ضربان قلب، لرزيدن، عصبي شدن و تمايل مجدد براي مصرف اين ماده مي شود.
در موارد بدتر باعث اضطراب، ديوانگي، پارگي زبان، تهوع و استفراغ، خستگي و افسردگي شديد، صدمه به اعصاب مغزي و حتي مرگ مي شود.
پس از مصرف اكس دماي بدن زياد مي شود و آب بدن كاهش مي يابد، به همين علت كساني كه اكس مي تركانند مجبورند زياد آب بخورند.
« ... خيلي سرحال بودم،‌ دلم مي خواست بالا و پائين بپرم، البته به آهنگ هايي كه انتخاب شده هم بستگي داره. آخه اكس زدن بدون موسيقي كه نميشه! اما بدجوري تشنه شده بودم. از گرما داشتم خفه مي شدم. فكر كنم يه چيزي حدود 5 ليتر آب خوردم ... »
راستي افرادي كه سابقه فشار خون بالا دارند، با مشكلات قلبي مواجه هستند و يا سابقه مشكل كبدي و يا كليوي دارند به هيچ عنوان نبايد اكس مصرف كنند كه خداي ناكرده ممكن است موجب مرگشان شود؛ هر چند كه انسان هاي عادي و سالم هم پس از مصرف اكس دچار مشكلات حاد جسمي مي شوند.
« ... گريه مي كرد و مي گفت: فقط 17 سالمه ، يه بار اكس زدم، اون هم تو يه مهموني، حالا بايد تا آخر عمر دياليز بشم. جاي من اينجا روي تخت بيمارستان نيست ...»

آيا درماني وجود دارد؟

براي درمان اعتياد به اين ماده، به روان درماني و كار سخت گروهي نياز است. هيچ پادزهري براي مسموميت با اكستاسي وجود ندارد. از تركيبات ضد افسردگي هم براي درمان عوارض در روز هاي پس از مصرف استفاده مي شود.
« ... مادرش داشت براي ديدار پسرش مي رفت. پسري كه تنها 20 سالشه و فقط براي اينكه اكس تركونده بايد مدت نامعلومي رو توي آسايشگاه رواني بمونه. اون گريه مي كرد و مي گفت: من فقط همين يه پسرو دارم كه اونم به اين درد مبتلا شده ...»
آهاي كسايي كه حرف توي كله تون فرو نميره. از ما گفتن بود حالا هي اكس بخوريد. پس فردا براي ديدنتون با بچه ها مي آئيم ، البته توي تيمارستان ها و آسايشگاه هاي رواني.